میبریییییممممم باشه؟

استرسسس دارم:||

وااای فکر کن ببازیم:|||

نوموخواااااام:(

ایران چیکارش میکنه؟سوراخ سوراخش میکنه^^

+ماشالله تو ایران ژاپن طرفدار زیاد داره

خودمم نمیفهمم چی میگم...

حس گندی دارم

فکر میکنم باید ی فکری بکنم(پشماتون فر خورد از این جمله بندی خفنم نه؟)

مثلا این که بگم عنتربرقی رو میخوام فراموش کنم که نمیشه

باید سعی کنم یکیو جایگزینش کنم هوم؟

کسی که میدونم دوستم داره به درک که من دوستش ندارم

اینجوری اونی که تو رابطه اصن اذیت نمیشه منم:))

تا الان اینکارو نکردم چون حس میکردم این کار ی جور خیانته به کسی که میخوام باهاش دوست بشم

ولی وقتی وضعیت الان رو میبینم به این نتیجه میرسم این خوب بودنا واسه قبلا بود الان این مسائل به هیچ جای هیچکی نیس-_-

ختم کلام اینه که دیگه نمیخوام دختر منطقی و خوبی باشم و میخوام یذره هم خودخواه باشم

مگه عنتربرقی کثافت وقتی من رو عاشق خودش کرد نرفت با یکی دیگه دوست نشد؟

مگه به احساسات من و اون دختر عن تر از خودش اهمیت داد؟

من چرا باید به دیگران اهمیت بدم؟

به کتف چپم که ممکنه دل کسیو بشکونم

به درررررررررررررک که ممکنه به احساسات یکی خیانت کنم

مگه کسی احساسات من براش مهمه؟

اصن عشق یعنی چی؟

شایدم زده به سرم  دارم چرت میگم ولی بذار بگم تا یکم خالی شم

تو دور و اطرافم کدوم پسری رو دیدم که واقعا خوب باشه؟

چرا دیدم ولی تعدادشون انگشت شماره

بقیشون عوضین:))

مگه یکی از همین عوضیا نبود که رفیقم رو کرد زیرخاک؟

مگه یکی از همین عوضیا نبود که دختر عمومو بدبخت کرد؟

مگه یکی از همینا نبود که زنشو از خونه انداخت بیرون؟

مگه یکی از همینا نبود که از احساسات ی دختر بچه سوءاستفاده کرد و تهش آبروشو برد؟

مگه چند تا از همینا نبودن که تا ی دختر میدیدن اون رو به سایزش میشناختن و فقط به عنوان ی چیز برای رفع نیاز بهش نگاه میکردن؟

همشون عوضی نیستن قبول دارم:))

ولی خوباش خیلی کمن

من حوصله ندارم بگردم تا ی آدم درست پیدا کنم و عاشقش بشم

خزبازی:d

دیشب حوصلم سر رفته بود

 

ی چند تا متن بود که دوستشون داشتم با صدای خودم ضبط کردم

الکی مثلا من خیلی خوش صدام:d

مهم خودمم که باهاشون حال کردم بقیه که قرار نیس گوش بدن^^

شما هم وقتایی که حوصلتون سر میره از این مسخره بازیا درمیارید یا فقط من اینقدر خزم؟

+یادمه ی بار هم خونه تنها بودم و حوصلم هم سر رفته بود آهنگ سوغاتی هایده رو خونده بودم ضبط کرده بودم:d

فکر کنم پشمای بانو هایده ریخت

ولی بخاطر اینکه رفیقای فضولم یوقت نبینن و گوش ندن حذفش کردم:(

خیلی دوستش داشتم:((

من اومدم^^

سلاااام برید کنار من اومدم

این دو روزی که نبودم رفته بودم ییلاق برف بازی که قبل از درگیریا قدری استراحت کنم:d

خوب بود خوش گذشت مخصوصا شبش که کلی چرت گفتیم و مسخره بازی در آوردیم

ولی برف بازی یکم کوفتمون شد:/

شوهر رفیقم گیر داده بود که بریم بالااای کوه برف بازی

منم نه صبحانه خورده بودم نه چیزی

ی قطره آب هم نبرده بودیم با خودمون چون فکر میکردیم همین نزدیکیا هستیم و هرچی خواستیم سریع میتونیم بریم خونه

هی میرفتیم میگفت یکم دیگه بریم میرسیم و این داستان ادامه داشت...

خلاصه که یک ساااعت تمام هی داشتیم میرفتیم بالا از کوه:/

منم حالت تهوع گرفته بودم و تشنم شده بود میخواستم پاچه یکی رو بگیرم ینی چی خب؟

جوری شد که وقتی رسیدیم بالا هیچکی حس و حال برف بازی نداشت

حالا شوهر رفیقمم سعی داشت توجیح کنه هی میگفت خداییش برف اینجا با پایین فرق نداره؟

ما هم پوکر زل زده بودیم بهش

گفتم چه فرقی؟ی تفاااوتشو بگو

همه انرژیمون به فنا رفت این برفم همون برفه:/

بعد دوباره میگفت ولی اینجا خلوته راحت تریم و تازه ی ورزشی هم کردیم مردم همه صبح پا میشن میرن کوهنرودی و اینا

گفتم آخههه ورزش؟ما واسه ورزش اومدیم؟ما خواستیم تفریح کنیم یا ورزش؟هدف ما چیییی بود؟

یک ساعت تمام داشتیم تو اتاق به خودمون میرسیدیم که بریم عکس بگیریم ولی هیچ حسی نموند دیگه برامون:/

حالا اینارو ول کن یبار هم این و رفیقم رفتن عکس بگیرن بچشونو گذاشتن ی گوشه تنها بشینه خودشون برن دو نفره عکس بگیرن

منم دیدم بچه مظلوم ی گوشه نشسته داره نگاه میکنه

ینیییی سگ شده بودم

به زور خودمو کنترل کردم هیچی بهشون نگم

ینی چی خب؟

اولا که تا وقتی عشق و حال مجردیت تکمیل نشد به نظر من ازدواج اشتباهه حالا اینو بیخیال ولی خداییش تا وقتی نامزد بازی و عشقولانه های دو نفرتون با شوهرتون هنوز تو دلتونه و قراره بچه رو ی وقتایی به عنوان موجود اضافه ببینید گوه میخورید بچه دار میشید

ایشششششششش

پ.ن:ااا مثل اینکه سه روز نبودم

پوففف

کسی از ماسک ذغالی استفاده کرده؟

خوبه؟

ماسک خاک رس یا ماسک شنی چی؟

چند وقتی بود که بیخیال صورتم شده بودم و هیچکاری نمیکردم ولی خب دیدم بخوام همینطور پیش برم پوستم به گند کشیده میشه-_-

دختر بودن چقدررر سخته عاقاااا

من میخوام پسر باشم:(

اگه پسر بودم همتونو زخمی میکردم

+صحرااا کجا رفتی یهو؟وبلاگت چرا چنین شد؟:(

خدافظ رژیم خدافظظظظظظظظظظ

هیچیییی به اندازه ی شربت آبلیمو جذاب نیس*_*

 

عشق منههههه اصن

مخصوصا با ویفر موزی:d

حالا من با این چیپس فلفلی که داره بهم چشمک میزنه چیکار کنم؟

شربت آبلیمو با چیپس فلفلی هم شاید جذاب باشه نه؟

+کی بود میخواست رژیم بگیره؟دشمنننننننننن

میشه بشههه؟

از دو هفته دیگه دیگه از این شهر به اون شهر رفتنم شروع میشه-_-

 

کلیی خرید دارم

برای آخر این هفته با رفیقم اینا شاید بریم ییلاق که از آخرین روزهای آزادیم استفاده کنم

اونجا هایی که میرم دوست دختر عنتربرقی رو هم میبینم:d

فکررر کن دوباره اون عن بازیا شروع میشه

هردوتامون با لبخند های بسیار بسیار زورکی جلوی جمع از دیدن همدیگه ابراز خوشحالی میکنیم(جون عممون)و شروع میکنیم به خوش و بش کردن

وااای چقدر ما باهم اوکییم و رفاقت بینمون داره موج میزنه:/

بیخیال بابا هم این هم عنتربرقی برن گمشن

خدا کنههه کارام خوب پیش بره و پوز این دختره ی چندش و خیلیای دیگه رو به خاک بمالم خیلی استرس دارم

در حال حاضر فقط دارم به خوب پیش رفتن کارهام و حتی رفتن از ایران با همون شرایطی که میخوام فکر میکنم:))

حتی وقتی بهش فکر میکنم دلم قیلی ویلی میره^^

رسیدن به هدفااااام*_*

عنتر برقی هم به من چههه اگه خواست برگرده که گوه خورده باید توضیحات قانع کننده ای داشته باشه اگه هم نخواااست برگرده فدا سرم

همه چی به اون بستگی داره و غصه خوردن یا نخوردن من فرقی نداره پس بیخیالش کارای مهمتری دارم فعلا^_^

چه چشم تو چشمی شد:/

برای ی سری مسائل داشتم با یکی از بچه ها از طریق اسکایپ صحبت میکردم

عین سگگگگ معذب بودم:/

حالا نسبت به بقیه پسرا حتی عنتربرقی با این اوکی ترم و همیشه درحال کلکلم باهاشااا ولی الان خیلی معذب بودم-_-

خودشم فهمیده بود خندش گرفته بود

زهرمااااااااااااااااااار

اصن پشت تلفن نمیشههههه راحت بود خب:/

تهش هم بعد دوساعت تعارف تیکه پاره کردن قطع کرد منم تا رفتم یکم سر و صدا کنم تا جبران دوساعت متین بودنم بشه دوباره زنگ زد-_-

میگه ااا یادم رفت بگم  به مامان و بابات هم سلام برسون:/

حالا  خندم گرفته بود به بابا گفتم فلانی سلام رسوند

میگه لحظه آخری یادش اومد؟

گفتم ببین چقدررر مهمی که دوباره زنگ زد به خاطرت

+گفتممم عنتربرقی الهییی قربون اون چشماش که دوست داشتنییی ترینه*_*

آخرین باری که باهم یجا بودیم اوکی شده بودیمااا ولی وقتی موقع رفتن شد و خدافظی کردم جوابمو نداد:/

من خودم بغض کرده بودم و از همون لحظه دلتنگش شده بودم ولی اون عوضی فقط با اون چشمای لعنتیه دلبرش نگام کرد

همههه پسرا اومده بودن پیشم و داشتیم باهم خدافظی میکردیم ولی اون فقط نگاه کرد...

هیچوقت جواب خدافظیمو نمیدادو همیشه من با بغض فقط نگاش میکردم اما دریغ از ی خدافظ

میگفتم لابد چون دلخوره این کارو میکنه ولی اون موقع که دلخور نبود:(

شب آخرش با بچه ها داشتیم مافیا بازی میکردیم میگفت من مطمئنمممم این(اسمم)مافیا نیست و کسی بهش رای نده

آخه نگاش کنید چقدر مظلوم نشستههه منم خرذوق فقط بهش لبخند میزدم حالا اون نگاه من نگاه بعدش هم بزور رومو کردم اونور تا ضایع بازی درنیارم

تهش هم خودم مافیا بودم

ولی نشد که ببرم بازیو:(

++بذارید ی امشب قربونش برررم خب؟

قول میدم از فردا دیگه قربونش نرررم امشب اصن نمیتونم جلوی این احساسمو بگیرم یعنی در توانم نیس-_-

+++من دلم برای چشماااش تنگه

نمیدونید چقدررر دلبره:(

نبایدم بدونید اگه میدونستید که شما هم عاشق چشماش میشدید

زده به سرررم دارم چرت میگم شما جدی نگیرید-_-

هی چشماش و نگاهاش میاد جلوی چشمم و ناخودآگاه قربونش میرم

++++اه یکی بیاد من رو جمعم کنه یعنی چی هی چشماش و نگاش و کوفت و زهرمار و درد و بلا

هیچوقت فکر نمیکردم ی روزی اینقدر حال بهم زن بشم

خاک تو سرم-_-

آهنگ وب

http://noteb0ok.blogfa.com/post/37

 

 

:))

تو یه جوون میبینی ولی من پیرم:)

حالم خوب نیس

یعنییی خوبم ولی...

خیلی تنهاام

دورم پر از آدمه ولی من تنهام

دقیقا شده اون تیکه از اهنگ اشراقی که میگه:دورم شلوغ میشه بری اما نیستن دلی:))

دلم برای عنتربرقی هم تنگه

میدونممم به خودم قول دادم که تمومش کنم ولی به این راحتیا که نمیشه میشه؟

ولی درد من اون نیست فقط

خیلی بیشتر از اینا زندگیم گوهه

حس میکنم برای هیچکی دوست داشتنی نیستم

حتی خانوادم

حتییی خودم...

حس وحشتناکی دارم این روزا

پر از دلشوره و نگرانیم

اگه زندگیم بخواد همینجووور پیش بره یا از شدت غم و غصه دق میکنم یا از استرس زیاد سکته!!

کاش یکیو داشتم که پشتم بهش گرم بود و میفهمید این حال و روزمو

کاش اینقدررر تنها نبودم

+فکر نمیکردم زندگی مثل یه کابوس شه برام فکر نمیکردم که دلم تنگ شه واسه خندیدنام

دلی نمیمونه واسم وقتی که سمیه هوا وقتی قفس زندگیمه فرار کنم من تا کجا...