سردرگمی
به خدا گفتم کاش یه جوری بشه که یا برسم بهش یا تموم شه این حس مسخره...
اینکه هروقت میبینمش باید عادی رفتار کنم خیلی مسخره است
اینکه میدونم لج کرد و الان با یکی دیگه دوسته عذابم میده
خیلی وقتا اومدم تمومش کنم همه ی این احساسو ولی هی یه کاری میکرد که...
حتی نمیدونم که اونم حسش متقابله یا نه؟
کاش زودتر این سردرگمی مسخره تموم شه!
چرا هروقت نگام میکنه حس میکنم یه چیزی میخواد بهم بگه؟
یه جوری با شکایت حرف میزنم که انگار یادم رفته مقصرم:)
بد باهاش برخورد کردم...
حقمه اگه نخواد چیزی بگه!
دوستش داشتم و فکر میکرد ازش متنفرم:)
حالا به جایی رسیدم که میگم نکنه اون متنفر شده؟
کم آوردم دیگه...
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ ساعت 13:37 توسط لبخند
|