داشتم میومدم خونه دیدم از این غنچه ها زدن و مراسمه ختمه واسه ی پسر حدودا 5/6 ساله

گند زده شد تو حس و حالم اصن-______-

حالا اومدم خونه یک ساعت تمااام داشتم داداشم رو میچلوندم

اونم هی تند تند بوسم میکرد میگفت به به چه خوشمزه ای آجی😂😍

همه خستگی هام در رفت*_*

البته بماند که بعدش وقتیی داشت شیرین کاری میکرد با کله کوبید تو کله من:||||

و هنوزم سرم درد میکنه://///