آلوچه میخوام:(
گفتم که مامان اینا میخوان برن باغ؟
صبح رفتن و منم نرفتم باهاشون:d
از صبح تا حالا تنهام و اصلا هم بهم بد نگذشته
بابام گفت فردا غروب بیا منم گفتم ببینم چی میشه
آخه ایران بازی داره فردا و میخوام در آرامش کامل بازیشو ببینم:/
+الانم در کمال خونسردی دارم آهنگ گوش میدم و وویس میدم به رفیقم و کلی خرت و پرت از پاستیل و ترشک و شکلات گرفته تا چیپس و پفک و کرانچی جلومه^^
و بعدش هم اگه فیلم ترسناک باحالی پیدا کردم میبینم
مشخصه چقدر داره خوش میگذره؟*_*
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۷ ساعت 17:2 توسط لبخند
|