دارم تغییر خودم رو حس میکنم...

 

منی که همیشه پرانرژی بودم و هی میخندیدم

حالا اکثر وقتا حالت خنثی دارم و عصبیم

نه که بخوام بگم اصن نمیخندم:))

چراااا هنوزم خوبم،میخندم،شادم

ولی خیلیییی احساسات درونیم عوض شده...

ی چیزی داره از درون ذره ذره لهم میکنه

این حرفا رو از رو غم و ناراحتی و... نمیگماااا

دارم خودم رو تو این روزا توصیف میکنم:))

نمیدونم چمه ولی انگار ی منه جدید داره لود میشه...

نسبت به اطرافیانم هی روز به روز دارم سردتر میشم

از خیلیا بدم اومده...

بخاطر ی سری اشتباهاتی که قبلا ها راحت میبخشیدم الان دور اطرافیانم رو خط قرمز میکشم

میترسم از روزی که علاقه ای که به اون دارم هم از بین بره:))

اونوقته که دیگه هیچووووقت نمیتونه بیاد تو زندگیم چون دیگه برام تموم میشه...

چند ساااال گذشته اما از علاقم بهش کم نشده ولی با شرایطی که الان دارم و مهلت اون که داره تموم میشه بعید نیس دور اونم ی خط قرمز بکشم و از زندگیم بندازمش دور:))

+بازم تکرار میکنم،حرفااام اصن حس و حال غم نداره و الان حالم خوبه:d